|
روز نوشت های احمد امیری
|
اين روزها به قسمت هاي آخر سريال شهريار نزديک مي شويم.سريالي که به نوعي جنجالي بود و در روند پخش خود با انتقادات زيادي مواجه شد.سريال شهريار در قسمت هاي اول سريال باکيفيت و سطح بالايي به نظر مي رسيد که البته از کمال تبريزي نيز انتظاري جز اين نمي رفت.ولي به نظر من کم کم آن کيفيت اوليه را ازدست داد و عواملی مثل ستايش مبالغه آميز از شخصيت شهريار به قيمت کوبيدن شعراي هم عصر او و بيان مسايلي که خيلي منطبق بر واقعبت به نظر نمي رسيد روند نزولي سريال را تسريع کرد.
به علاوه به نظر من انتخاب سيروس گرجستاني نيز انتخاب مناسبي نبود.در سنين جواني شهريار در اين سريال که اردشير رستمي نقش آن را بازي مي کند مشخصاتي ديده مي شود که در سنين ميانسالي به کلي محو شده اند ويا به خوبي منتقل نمي شوند.شهريار در سنين جواني از زيرکي و تيزهوشي خاصي برخوردار است ،رفتار و گفتار بسيار سنجيده،نگاه عميق به مسايل از ديگر ويژگي هاي اوست اما در ميانسالي شخصيت و مرام او به کلي تغيير کرده است و سيروس گرجستاني اگرچه سعي مي کند که به بازي خود وجه عارفانه و شاعرانه بدهد ولي آن تيز هوشي و فرهيختگي را نشان نمي دهد، در حالي که انتظار مي رود ويژگي هاي دوران جواني برجسته تر شده و در سنين پيري و ميانسالي به اوج خود رسيده باشد. به علاوه حتي شخصيت طنز گونه سيروس گرجستاني هم اثر خود راگذاشته و باعث شده بعضي از قسمت ها به شدت مسخره از آب در بيايد .
البته جداي از اين نقاط ضعف به نظر من من ساخت چنين سريال هايي يک موج علاقه به ادبيات و شعر را در جامعه ايجاد مي کند که مي تواند خيلي مفيد باشد.